دوران نوجواني به عنوان يكي از مراحل اساسي در رشد و تكامل انسان، همواره مورد توجه پژوهشگران و روانشناسان قرار گرفته است. اين دوره، همراه با تغييرات فيزيولوژيكي، روانشناختي و اجتماعي فراواني است كه به تغييراتي در شناخت، هيجانها، رفتارها و انديشههاي نوجوانان منجر ميشود. اين تغييرات گاهي ميتوانند به چالشهايي روانشناختي منجر شوند كه تأثيرات بزرگي بر روي روانشناسي نوجوان دارند...
از طرفی يكي از محورهاي ارزيابي سلامتي جوامع مختلف، بهداشت و سلامت رواني آن جامعه است. سلامت رواني، نقش مهمي در تضمين پويايي و كارآمدي هر جامعه ايفا ميكند از آن جا كه كودكان و نوجوانان سازندگان فرداي هر كشور ميباشند، بنا بر اين سلامت رواني آنان از اهميت ويژهاي در يادگيري وافزايش آگاهي علمي برخوردار است. سلامت روان عبارت از قابليت ارتباط موزون و هماهنگ با ديگران، اصلاح محيط فردي و اجتماعي، حل تضادها و تمايلات شخصي به طور منطقي عادلانه و مناسب ميباشد.
امروزه سلامت رفتاري و رواني كودكان نوجوانان، يكي از دغدغههاي اصلي والدين است. اختلالات رفتاري و رواني، گروهي از رفتارها هستند كه بيمار به وسيله آنها به طور مكرّر حقوق اساسي ديگران را نقض ميكند و يا قواعد اجتماعي را زير پا ميگذارد. اين اختلالات در دوران كودكي يا نوجواني شكل ميگيرد. تشخيص اختلال و درمان آن در كودكان و نوجوانان بسيار مهم است، چون شخصيت آنان طي اين دوره شكل ميگيرد. از آن جا كه رفتار و عملكرد كودكان داراي مشكلات روانشناختي، نسبت به همسالان داراي نقصان است و اين رفتارها ضمن نامناسب بودن با سطح سني و هوش كودك، مزمن و مداوم بوده و گستره آن از رفتارهاي درونزا و برونزا متفاوت است، چنين كودكاني در پاسخگويي به شرايط اجتماعي و زندگي روزمره ناتوان هستند، و به نحوي شركت در كلاس درس، فرآيند ياددهي، يادگيري را مختل ساخته و گاهي همسالان و معلمان را با فشارهاي رواني شديد رو بروميسازند .
* نقش والدين و كيفيت رابطه انها با فرزندشان در اين دوره نقش بسيار مهمي در سلامت روان و بدرفتاريهاي كودكان و نوجوانان دارد.
والدين با ارتقاي مهارتهاي ارتباطي و شناخت بهتر دوره كودكي و نوجواني ميتوانند فرزند خود را در اين مسير همراهي كنند. مشخصا هر جامعهاي براي پيشرفت و رشد در ابعاد مختلف اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي و ... نياز به افرادي دارد كه از نظر رواني و جسماني سالم باشند. با توجه به اينكه كودكان و نوجوانان امروز، صاحبان بلافصل آينده جامعه هستند، سلامتي و بيماري آنان در سلامتي و بيماري جامعه فردا و نسلهاي آينده اثراتي قابل توجه خواهد داشت؛ بنابراين، لازم است به سلامت رواني اين قشر عظيم بيشتر توجه شود و گامهايي اساسي در جهت پيشگيري و درمان بيماريها و اختلالات رواني و رفتاري آنان برداشته شود.
پیشینه تحقیق :
پژوهشهاي گسترده در حوزه روانشناسي و توسعه انسان نشان ميدهد كه دوران نوجواني به عنوان يكي از مراحل حياتي در فرآيند رشد و تكامل فردي مورد توجه ويژهاي قرار دارد. اين دوره با تغييرات زيادي در نحوه تفكر، احساسات، رفتارها و تعاملات اجتماعي همراه است كه ميتواند تأثيرات ژرفي بر روي روانشناسي نوجوانان داشته باشد. براي درك بهتر اين تغييرات و مقابله با چالشهاي ناشي از آنها، مطالعات و تحقيقات گوناگوني انجام شده است. يكي از مهمترين چالشهاي روانشناختي در دوران نوجواني، مسئله هويت يابي است. نوجوانان در اين مرحله از زندگي با پرسشهايي
مانند "چه كسي من هستم؟"
و "چگونه ميتوانم در جامعه تعيين كنندهام باشم؟"
مواجه ميشوند. اين مسئله ميتواند به تلاشهاي گاهي اغراقي براي پيدا كردن هويت منجر شود كه در برخي موارد به ترس از رد شدن و عدم قبولي منجر ميشود.
همچنين، تغييرات خلقي و هيجاني نيز از جمله چالشهاي اساسي در دوران نوجواني هستند. نوجوانان با نوسانات شديد در حالتهاي خلقي مواجه ميشوند كه ميتواند تأثيرات قابل توجهي بر روي تصميمگيريها و رفتارهايشان داشته باشد. اضطراب و فشارهاي اجتماعي نيز در دوران نوجواني افزايش مييابد. فشارهاي همسالان، تغييرات در محيط تحصيلي و خانوادگي، و تحولات اجتماعي ميتوانند به افزايش اضطراب و استرس در نوجوانان منجر شوند كه اين امر ميتواند تأثيرات دستخوشي بر روي روانشناسي آنها داشته باشد. با توجه به اهميت چالشهاي روانشناختي در دوران نوجواني، تحقيقات بسياري در زمينه شناخت اين چالشها و ارائه راهكارهاي مقابلهاي انجام شده است. اين تحقيقات نه تنها به بهبود شناخت ما از روند تكاملي نوجوانان كمك ميكنند، بلكه راهنماييهاي مؤثر براي مشاوره و پشتيباني از نوجوانان در مقابله با چالشهاي روانشناختي نيز ارائه ميدهند .
اهمیت وضرورت پژوهش :
اهمیت پرداختن به نوجوانان روشن است. چراکه یک جامعه برای داشتن آینده ای تضمین شده به نوجوانانی نیاز دارد که از هر نظر توامند باشند. پیش از هرچیز نوجوانان در مرحله ی نوجوانی با بحران هایی رو به رومیشوند پرداختن به این بحرانها و تلاش در حل مسائل و مشکلاتشان به داشتن جامعه ای بهتر و پویا تر کمک خواهد کرد.
تحقیق در زمینه ارتقا سلامت روانی نوجوانان کمک میکند مشکلات نوجوانان شناسایی و در راستای حل آنها قدمهایی برداشته شود به علاوه شناخت راهکارهای تعادل روحی و روانی در نوجوانان این کمک را خواهد کرد که توانمندی ها و استعداد های نوجوان در همان سنین پایین شناسایی شود و این خود به رشد و بالندگی نوجوان کمک خواهد کرد به علاوه به حل بسیاری از مشکلات ناشی از عدم اعتماد به نفس در جامعه کمک خواهد کرد.
همچنین چالشها و مشكلات روانشناختي در دوران نوجواني، ميتوانند تأثيرات بلندمدتي بر روي زندگي افراد داشته باشند. اين تأثيرات ميتوانند بهعنوان عوامل مؤثر در تعيين سبك زندگي، روابط اجتماعي و موفقيتهاي آينده شخص تلقي شوند. تحقيقات در اين زمينه ميتواند به پيشبيني و پيشگيري از اين تأثيرات كمك كند.
چالشهاي روانشناختي در دوران نوجواني نه تنها بر فرد بلكه بر جامعه نيز تأثير ميگذارند. تحقيق در اين زمينه ميتواند به تدابير و سياستهاي اجتماعي كمك كند كه به مقابله با چالشهاي روانشناختي نوجوانان و ارتقاء سلامت روان جامعه كمك ميكند. با توجه به اهميت فراوان موضوع، تحقيق در حوزه چالشهاي روانشناختي در دوران نوجواني و ارائه راهكارهاي كارآمد، به عنوان يك ابزار اساسي براي بهبود كيفيت زندگي و توسعه جامعه، بهشدت توصيه ميشود.
چالشهای دوره نوجوانی :
نوجوانی با بلوغ و پایان دوران بی دغدغه کودکی همراه است. در این مرحله حساس زندگی فرد با چالشهای جدیدی رو به رو میشود که در ادامه به بررسی آنها می پردازیم...
1- کشمکش بین استقلال و وابستگی:
نوجوانی دورهای است که فرد از دوره کودکی خارج میشود و با نقشها و مسئولیتهای جدید در خانواده و جامعه روبه رو میشود. در واقع فرد در دوره نوجوانی از وابستگی کودکانه به سمت استقلال حرکت میکنند. نوجوانان میخواهند در محیط خانواده و مدرسه استقلال بیشتری داشته باشند و خودشان برای خودشان تصمیم بگیرند و زیر سلطه دیگران نباشند. این خواسته در نوجوان و عدم پذیرش این واقعیت توسط والدین منجر به ایجاد یک دوگانگی میشود. انتظارات والدین از نوجوان باید متناسب با تواناییهای فرد باشد، داشتن توقعات بیش از اندازه به دلیل عدم آمادگی، استرس شدیدی در او ایجاد خواهد کرد. در مقابل خانواده نباید به نوجوان خود به چشم یک بچه نگاه کنند بلکه باید شرایط مسئولیت پذیری و استقلال بیشتر را برای او محیا سازند.
2- دوران نوجوانی و طغیان علیه مراجع قدرت:
برخلاف تصور قالبی، نوجوانان صرفا به دلیل مخالفت با والدین خود یا بزرگسالان دست به طغیان یا سرکشی نمیزنند، در واقع نوجوانان نمیخواهند با تمام قوانین آنها مخالفت کنند بلکه خواهان انتخاب شخصی در مسائلی هستند که قبلا در حوزه کنترل والدین بوده است. تمایل نوجوان برای مستقل شدن و عدم کنترل توسط والدین و پافشاری آنها برای اعمال کنترل به درگیریهایی بین آنها منجر میشود. خانوادهها با محدودیت زیاد و اعمال مقررات سخت و خشک باعث ایجاد فاصله بین نوجوان و خانواده میشوند.
در واقع دوره نوجوانی با فاصله عاطفی بین فرزند و والدین همراه است و معمولا اختلافات شدت میگیرند. ممکن است مدت زمانی طول بکشد تا نوجوان و خانوادهاش به یک حالت تعادل برسند. در این شرایط نحوه برخورد صحیح والدین و شیوهی تربیتی آنان اهمیت مییابد
3- بحران هویت:
دوره نوجوانی یکی از مراحل مهم در رشد شخصیت است. یکی دیگر از چالشهای مهمی که نوجوان با آن روبه رو میشود مسئله هویت فردی است. هویت دستاورد مهم دوره نوجوانی است سوالهای زیادی درباره مفهوم زندگی در ذهن او شکل میگیرد، سوالهایی مانند «من کیستم، الان کجا قرار دارم، به کجا میخواهم بروم، چه مسیری را میخواهم در زندگی طی کنم؟ هدف من در آینده چیست؟».
هر چه ارزشهایی که از طرف دوستان و همسالان ابراز میشود با ارزشهای خانواده همخوانی بیش تری داشته باشند به همان نسبت، بحران هویت آسانتر طی میشود.
4- چگونگی ارضای نیازهای جنسی در دوران نوجوانی:
تعییرات بیولوژیکی و افزایش هورمونها در سن بلوغ میتواند بر روی رفتار فرد به طور مستقیم تأثیر بگذارد و باعث افزایش تمایلات و همچنین فعالیتهای جنسی در آنها شود. با آموزش های صحیح در این زمینه میتوان آسیبهای احتمالی ناشی از روابط جنسی را کاهش داد.
لازم است نوجوانان در این دوران مدیریت نیازهای جنسی خود را بیاموزند. افزایش صمیمیت بین والدین و فرزندان و به دنبال آن آگاهی بخشی به نوجوانان در مورد نیازهای جنسی از اهمیت زیادی برخوردار است.
5- ترس از آینده:
ورود به نوجوانی و پیدایش نیازهای جدید در فرد و میل به مستقل شدن، نگرانی در مورد آینده را در او افزایش میدهد. در واقع نوجوان باید هدف و مسیر زندگی خود در آینده را تعیین کند. داشتن تحصیلات دانشگاهی، چگونگی تأمین اقتصادی و تشکیل خانواده از جمله مسائلی است که برای نوجوانان میتواند مبهم باشد.
6- پیروی از همسالان در دوران نوجوانی:
در این دوره دوستیها در گروه همسالان شکل جدیتری به خود میگیرد و پیروی از همسالان در اوایل و اواسط نوجوانی افزایش مییابد. پیروی از دوستان در حدود چهارده سالگی به بیشترین حد خود میرسد در واقع بیشترین آسیب پذیری از فشار همسالان در این دوره میباشد که میتواند به رفتارهای ضد اجتماعی مانند دزدی، مصرف مواد مخدر، تجاوز جنسی و... منجر شود. گاه این رفتارها در نوجوان باقی مانده و در شخصیتی ضد اجتماعی را در او آشکار میسازد.
گرایش به مصرف مواد مخدر بر اثر وسوسهی دوستان و همسالان بحران آسیبزنندهای است که نوجوانان را درگیر میکند و زندگی آینده آنها را تباه میسازد. عدم توجه کافی والدین به نوجوانان و عدم کنترل آنها زمینه این بحران را ایجاد میکند
با توجه به مطالب گفته شده به اهمیت انتخاب دوست در این دوران پی برده اید. پس برای بهترین انتخاب هم نوجوان و هم والدین باید نکاتی را رعایت کرده و بدانند. به دلیل اهمیت موضوع مقاله انتخاب دوست در نوجوانی را مطالعه نمایید.
7- ناتوانی در برقراری ارتباط مناسب با دیگران:
فشارهای روانی، اجتماعی، خانوادگی و عاطفی در این دوران باعث میشود نوجوان دچار تعارض شده و ارتباط مناسب با دوستان، اعضای خانواده و معلمان را ازدست بدهد. در این دوران اعتماد به نفس کاهش پیدا میکند و در صورتی که مهارتهای ارتباطی در کودکی به خوبی یاد گرفته نشدهباشد، نوجوان توانایی خود را برای رویارویی با دیگران و برقراری ارتباط مؤثر با آنها از دست میدهد.
8- اضطراب و استرس در دوران نوجوانی:
نوجوان وارد دنیای جدیدی شده و ناتوانی او در سازگاری با موقعیتهای مختلف جدید منجر به بروز ترس و اضطراب دراو میشود. به گونهای که اگر این ترس و اضطراب به خوبی درمان نشود تا بزرگسالی ادامه مییابد و تبدیل به اختلالات و مشکلات بیشتری میشود. استرس قبول نشدن در امتحانات و ترس از سرزنش شدن، ترس از قبول نشدن در گروه دوستان، ترس از پذیرش مسئولیت، اضطراب در مواجهه با جنس مخالف و... نمونههایی ازترسها و اضطرابهای نوجوانان هستند.
مهمترین عوامل موثر در تعادل روحی فرزندان:
در منابع علمی راهکارهای متعددی برای برقراری تعادل روحی و روانی فرزندان بیان شده است. در نگاه استاد پناهیان آنچه در میان جمیع عوامل موثر تر است در متن زیر آمده است.
• تعادل روحی و روانی به عوامل زیادی ربط پیدا میکند اما دو تا از کلیدیترین عوامل تعادل روحی فرزندان در خانواده عبارتند از اینکه: «رابطه پدر با مادر از سر محبت و رحمت باشد» و «رابطه مادر با پدر سرشار از تواضع و احترام باشد». البته هر دو خوب است به یکدیگر احترام و محبت داشته باشند ولی بر اساس اقتضائات خاص روحی زن و مرد احترام برای مرد و محبت برای زن اولویت پیدا میکند. وقتی بچه ها اینگونه روابطی را میبینند گویی هر چیزی سر جای خودش قرار گرفته و تعادل در خانه برقرار خواهد شد.
• بچهها وقتی در خانه تعادل روحی پیدا میکنند که ببینند «پدر "ستون" خانه است و مادر "زیبایی" خانه» به تعبیر دیگر، پدر رئیس حقوقی خانه است و مادر رئیس عاطفی خانه است. خانم باید مراقب باشد که غرور شوهرش را نشکند و به فرزندانش هم یاد بدهد که غرور پدرشان را نشکنند و به او احترام بگذارند. مرد هم باید مراقب باشد که دل همسرش را نشکند و به فرزندانش یاد بدهد که دل مادرشان را نشکنند. در این خانواده هر چه مادر دوست داشته باشد و هر چه پدر فرمان بدهد، بچهها طبق آن عمل خواهند کرد و به این ترتیب تعادل در خانه برقرار خواهد شد. چون این دو رفتار مطابق فطرت و طبیعت پاک انسان است و دختر و پسر در چنین خانوادهای پاسخهای طبیعی اقتضائات روحی خود را میبینند و محیط خانه برای آنها آرامشبخش میشود.
• در خانهای که مادر محبوب است و پدر مطاع است، بچه تعادل دارد. دختر چنین خانوادهای طبیعتاً شوهردار و مادر خوبی خواهد شد و یکی از نتایجش هم این خواهد بود که رعایت حجاب برایش راحت خواهد بود. و پسر این خانه هم طبیعتاً زنداری و محبت به همسر را خوب یاد خواهد گرفت و میداند نباید با زن برخورد از سر سوءاستفاده و بیرحمانه داشته باشد.
• هر چیزی باید سر جای خودش باشد؛ پدر در خانه فرمانده است و مادر ملکه است و نمیشود جای این دو را عوض کرد؛ گرچه هم پدر به عنوان فرمانده محبوب خواهد شد و هم مادر به عنوان ملکه مطاع خواهد شد. به این صورت است که بچهها تعادل خواهند داشت.
• حرمت پدر باید در خانواده حفظ شود. خانمی که در خانه به شوهر خودش بیاحترامی میکند(مخصوصاً در حضور بچهها) در واقع دارد ستون خانه را از بین میبرد و باعث میشود بچهها خوب تربیت نشوند. چون حرمت پدر در این خانه شکسته شده است، دیگر محبت این پدر نسبت به فرزندانش (به خصوص دخترانش) بیاثر خواهد شد و آنها را لبریز و سرشار از محبت نخواهد کرد. لذا این بچهها معمولاً احساس کمبود محبت پیدا میکنند و همین میتواند عامل بسیاری از ناهنجاریها (از جمله بدحجابی) شود.
• پدری که در خانه حرمتش رعایت شود با اشارۀ خودش میتواند رفتار دختر خود را تنظیم کند. چنین پدری وقتی به دخترش محبت کند، دخترش سرشار از محبت خواهد شد و این پدر وقتی از دخترش بخواهد حجاب خوبی داشته باشد، این دختر به خاطر محبتی که نسبت به پدر مقتدر و مهربان خودش دارد و احترامی که برای او قایل است، خود به خود بهترین حجاب را انتخاب خواهد کرد. همچنین مادر میتواند با یک اشاره پسرش را مطیع خود و پدر قرار دهد؛ وقتی میگوید: پسرم دوست ندارم اینگونه باشی یا آنگونه رفتار کنی. به این ترتیب کار تربیت آسان خواهد شد.